درآمد از Wi‑Fi یا ذخیره‌سازی با مدل DePIN

DePIN

نسخه شنیداری

سرفصل‌های این مقاله

DePIN (Decentralized Physical Infrastructure Networks) به معنای «شبکه‌های غیرمتمرکز زیرساخت فیزیکی» است. این مفهوم یک الگوی نوین در دنیای بلاک‌چین و رمز ارزهاست که تمرکز آن بر غیرمتمرکزسازی توسعه، بهره‌برداری و نگهداری زیرساخت‌های فیزیکی است.

به بیان ساده، در DePIN از فناوری بلاک‌چین و مکانیزم‌های رمزارز استفاده می‌شود تا شبکه‌هایی راه‌اندازی شود که در آن افراد عادی و کسب‌وکارها بتوانند سخت‌افزارها و منابع فیزیکی خود (مانند دستگاه‌های شبکه، حسگرها، فضای ذخیره‌سازی، توان پردازشی و غیره) را در خدمت یک شبکه قرار دهند و در مقابل توکن بومی آن شبکه را به عنوان پاداش دریافت کنند.

این مدل در واقع پل زدن دنیای دیجیتال و فیزیکی به‌وسیله مشوق‌های بلاک‌چینی است و با ایجاد ارزش ملموس و درآمد واقعی از زیرساخت‌های دنیای واقعی، رویکردی متفاوت از پروژه‌های صرفاً مالی یا مبتنی بر حدس‌وگمان ارائه می‌دهد.

تعریف و خاستگاه اولیه DePIN

مدل DePIN در پاسخ به کاستی‌های زیرساخت‌های سنتی شکل گرفته است. در زیرساخت‌های متداول (مثلاً شبکه‌های مخابراتی، نیرو، حمل‌ونقل)، شرکت‌های بزرگ به علت نیاز به سرمایه‌گذاری عظیم، عملاً انحصار طبیعی ایجاد کرده‌اند و نوآوری کند پیش می‌رود.

ایده DePIN این است که با مالکیت و اداره مردمی زیرساخت‌ها بتوان این انحصارات را شکست و شبکه‌هایی کاراتر، شفاف‌تر و فراگیرتر ایجاد کرد. خاستگاه این مفهوم را می‌توان در پروژه‌هایی مانند Helium جستجو کرد که سال ۲۰۱۹ راه‌اندازی شد و به کاربران عادی امکان می‌داد با نصب هات‌اسپات‌های بی‌سیم، پوشش شبکه IoT ایجاد کرده و توکن HNT کسب کنند.

Helium را می‌توان نخستین نمونه موفق DePIN دانست که حتی پیش از رواج واژه DePIN ایده شبکه زیرساخت مردمی را نشان داد. در سال‌های بعد (۲۰۲۱ به بعد) با الهام از این الگو، ده‌ها و سپس صدها پروژه دیگر در حوزه‌های مختلف شکل گرفت تا جایی که تا سال ۲۰۲4 گفته می‌شود بیش از هزار پروژه DePIN در حال فعالیت بوده‌اند.

سرمایه‌گذاران نیز متوجه این روند شدند؛ برای مثال، یک صندوق ۱۰۰ میلیون دلاری توسط Borderless Capital با حمایت بنیاد Solana صرفاً برای سرمایه‌گذاری در پروژه‌های DePIN راه‌اندازی شد. به طور کلی، اصطلاح “Decentralized Physical Infrastructure” یا DePIN حدود سال‌های ۲۰۲۲–۲۰۲۳ رایج شد و پایان‌دهنده اصطلاحات دیگری مثل «اثبات کار فیزیکی» (Proof of Physical Work) بود که پیش‌تر برای این مفهوم به کار می‌رفت.

اجزای کلیدی سیستم‌های DePIN

یک شبکه DePIN معمولاً از سه جزء اساسی تشکیل شده است که هماهنگی آن‌ها موجب موفقیت چنین سیستمی می‌شود:

  • سخت‌افزار و منابع فیزیکی: هسته هر DePIN سخت‌افزارهایی است که خدمات فیزیکی را ارائه می‌کنند. این سخت‌افزار می‌تواند یک هات‌اسپات بی‌سیم، دستگاه ذخیره‌ساز، سرور پردازشی، حسگر محیطی یا هر وسیله دیگری باشد که بخشی از زیرساخت را فراهم می‌کند. کاربران یا اپراتورهای شبکه این دستگاه‌ها را خریداری و نصب می‌کنند و در اختیار شبکه قرار می‌دهند. به عنوان مثال، در شبکه‌های بی‌سیم غیرمتمرکز افراد روترها یا دکل‌های کوچک مخابراتی نصب می‌کنند؛ یا در شبکه‌های ذخیره‌سازی دیسک‌های سخت خود را به شبکه متصل می‌کنند. تعداد زیاد این گره‌های سخت‌افزاری توسط مشارکت‌کنندگان، شالوده شبکه را تشکیل می‌دهد و هر کاربر یک اپراتور کوچک زیرساخت به‌شمار می‌رود. این مدل مردمی، پارادایم سنتی شرکت‌های بزرگ با سرمایه‌گذاری عظیم برای زیرساخت را تغییر می‌دهد.
  • لایه بلاک‌چین و مشوق‌های رمزنگاری: برای هماهنگی و ایجاد اعتماد میان مشارکت‌کنندگان بی‌شمار، DePIN از بلاک‌چین بهره می‌گیرد. بلاک‌چین به عنوان لایه مدیریتی غیرمتمرکز عمل می‌کند که در آن مشارکت کاربران ثبت و تأیید می‌شود و توکن‌های شبکه به عنوان مشوق توزیع می‌گردد. هر پروتکل DePIN یک مکانیسم اثبات کار/خدمت مخصوص به خود دارد تا اطمینان یابد گره‌های فیزیکی واقعاً خدمت مورد نظر را ارائه داده‌اند – برای نمونه، Helium از Proof-of-Coverage برای تأیید پوشش بی‌سیم هات‌اسپات‌ها استفاده می‌کند، یا Filecoin از اثبات‌های رمزنگاری برای تأیید ذخیره‌سازی داده بهره می‌برد. سپس بر اساس میزان خدمت ارائه‌شده (مثلاً پهنای باند تأمین‌شده، حجم داده ذخیره‌شده یا وسعت پوشش شبکه)، به مشارکت‌کننده توکن پاداش داده می‌شود. این مکانیزم‌های تشویقی با طراحی دقیق توکنومیک (اقتصاد توکن) تضمین می‌کنند که مشارکت در شبکه برای افراد سودمند باشد و همزمان رشد شبکه نیز تأمین گردد. در واقع، توکن‌های DePIN نقش مشابه «سهام شبکه» را ایفا می‌کنند که به مشارکت‌کنندگان سهمی از موفقیت شبکه می‌دهد و انگیزه همکاری را میان همه هم‌راستا می‌سازد.
  • جامعه و حاکمیت غیرمتمرکز: سومین رکن DePIN جامعه مشارکت‌کنندگان آن است. در این مدل، شبکه ملک خصوصی یک شرکت نیست، بلکه توسط جامعه‌ای از کاربران، اپراتورها و حتی سرمایه‌گذاران مالکیت و اداره می‌شود. مشارکت‌کنندگان نه تنها منابعی را به شبکه می‌آورند، بلکه در تصمیم‌گیری‌ها نیز می‌توانند نقش داشته باشند (مثلاً از طریق DAO یا سازوکار حاکمیتی توکن). این حس مالکیت جمعی باعث می‌شود شبکه به‌صورت ارگانیک رشد کند و اعتماد میان اعضا بالاتر رود. به علاوه، جامعه بزرگ مشارکت‌کنندگان به شبکه امکان می‌دهد سریع‌تر در مقیاس جغرافیایی گسترش یابد و نیازهای محلی را بهتر پوشش دهد. همان‌طور که اینترنت با محتوای تولید‌شده توسط کاربر متحول شد، DePIN نیز دنیای فیزیکی را با خدمات تولید‌شده توسط کاربر متحول می‌کند. البته سازمان‌دهی جامعه نیز چالش‌های خود را دارد (از هماهنگی گرفته تا نظارت بر کیفیت خدمات اعضا)، اما در صورت موفقیت، این مدل بسیار مقاوم‌تر و فراگیرتر از مدل متمرکز سنتی عمل می‌کند.

اهمیت DePIN و تفاوت با زیرساخت‌های سنتی (وب 2)

چرا DePIN مهم است؟ زیرا نوید یک تغییر بنیادین را در نحوه ساخت و بهره‌برداری از زیرساخت‌ها می‌دهد. به‌جای تکیه بر شرکت‌های متمرکز که سرمایه و کنترل را در دست دارند، DePIN شبکه‌هایی کاربر-محور و توزیع‌شده ایجاد می‌کند که مزایای متعددی نسبت به مدل‌های وب۲ (سنتی) دارد:

  • مالکیت و مشارکت همگانی: در مدل قدیمی، مالکیت زیرساخت (مانند دکل‌های مخابراتی، سرورها، نیروگاه‌ها) در اختیار شرکت‌ها یا دولت‌هاست. در DePIN، مالکیت میان هزاران فرد توزیع می‌شود و هر کس می‌تواند سهمی در شبکه داشته باشد. این توزیع مالکیت باعث می‌شود منافع شبکه به جای یک نهاد مرکزی، نصیب جامعه مشارکت‌کننده شود و نوعی دموکراتیزه شدن زیرساخت رخ دهد.
  • کاهش هزینه‌های سرمایه‌گذاری (CapEx): بسیاری از زیرساخت‌های سنتی به دلیل هزینه اولیه بالا، انحصاری شده‌اند. اما DePIN با تأمین جمعی سخت‌افزارها این هزینه را بین مشارکت‌کنندگان خرد تقسیم می‌کند. هر فرد بخش کوچکی از هزینه را متحمل می‌شود (مثلاً خرید یک هات‌اسپات چند صد دلاری) و در مجموع یک شبکه عظیم شکل می‌گیرد. به این ترتیب شبکه می‌تواند ۱۰ تا ۱۰۰ برابر سریع‌تر از روش سنتی گسترش یابد چون نیاز به یک سرمایه‌گذار بزرگ برای توسعه سراسری نیست.
  • پوشش گسترده‌تر و مبتنی بر نیاز: شرکت‌های سنتی معمولاً زیرساخت را در مناطقی مستقر می‌کنند که بیشترین سود را داشته باشد؛ لذا پوشش جغرافیایی آن‌ها به مناطق پردرآمد محدود می‌شود. در مقابل، DePIN از آنجا که توسط کاربران محلی توسعه می‌یابد، می‌تواند حتی در مناطق دورافتاده یا کم‌سود نیز گره‌های فعال داشته باشد، چرا که انگیزه توکن افراد را به برپایی گره در هر کجا که تقاضا باشد تشویق می‌کند. این رویکرد نیازهای محلی را بهتر پاسخ می‌دهد و شبکه‌ای فراگیرتر می‌سازد. به عنوان نمونه، در شبکه Helium مشاهده شده که کاربران در مناطقی هات‌اسپات نصب کرده‌اند که برای شرکت‌های مخابراتی سنتی جذاب نبود، اما اکنون آن مناطق نیز پوشش IoT گرفته‌اند.
  • حاکمیت و نوآوری باز: مدیریت شبکه‌های وب۲ اغلب به‌صورت بالا به پایین و توسط مدیران شرکت انجام می‌شود. اما در DePIN تصمیم‌گیری‌ها می‌تواند از طریق اجتماعات غیرمتمرکز یا DAO انجام گیرد. این ساختار حاکمیتی باز، نوآوری را تسریع می‌کند چون توسعه‌دهندگان مستقل می‌توانند بر بستر این شبکه‌ها خدمات جدید ارائه کنند بدون نیاز به اجازه یک نهاد مرکزی. همچنین به علت شفافیت بلاک‌چین، داده‌های عملکرد شبکه (تراکنش‌ها، درآمدها و غیره) برای همه قابل مشاهده است که اعتماد را افزایش می‌دهد.
  • مدل اقتصادی مبتنی بر کارایی واقعی: بسیاری از پروژه‌های کریپتویی وب۳ صرفاً بر مبنای حدس و گمان یا شاخص‌های درون‌گرا (مثل تعداد کاربران شبکه اجتماعی یا TVL در DeFi) ارزش‌گذاری می‌شدند، در حالی که درآمد مستقیمی نداشتند. در مقابل، پروژه‌های DePIN به دلیل ارائه خدمات کاربردی به مشتریان واقعی (مثلاً پهنای‌باند، ذخیره‌سازی، پردازش) دارای جریان درآمدی هستند. برای نمونه، اگر شبکه‌ای خدمات ابری ارائه دهد، مشتریان برای آن پول می‌پردازند و بخشی از این درآمد از طریق مکانیزم توکن به مشارکت‌کنندگان می‌رسد. این یعنی ارزش توکن‌ها مبتنی بر تقاضای واقعی خدمات است نه صرفاً روی hype بازار. حتی برخی پروتکل‌های DePIN مدل Buy-and-Burn اتخاذ کرده‌اند که طی آن بخشی از درآمد کسب‌شده صرف خرید و سوزاندن توکن می‌شود تا عرضه کاهش یافته و ارزش توکن در بلندمدت تثبیت یا افزایش یابد. چنین رویکردی یادآور بازخرید سهام در شرکت‌های بورسی است و سرمایه‌گذاران نهادی را نیز جذب می‌کند، چرا که به رشد پایدار و دارای پشتوانه درآمدی امیدوارتر می‌شوند.

به طور خلاصه، DePIN را می‌توان برنامه‌ای شبیه اوبر یا Airbnb اما در مقیاس زیرساخت‌های عمومی توصیف کرد که در آن پلتفرم، ارائه‌دهندگان و مشتریان را به هم وصل می‌کند با این تفاوت که در DePIN ارائه‌دهندگان (مثلاً رانندگان اوبر یا میزبان‌های Airbnb در قیاس ما) بابت خدمات خود توکن دریافت می‌کنند که مانند سهام شبکه ارزش بالقوه دارد.

همچنین بیشتر DePINها روی مشتریان کسب‌وکاری (B2B) متمرکز هستند تا مصرف‌کنندگان خرد، لذا نیاز به هزینه‌های بازاریابی سنگین برای جذب کاربر نهایی ندارند. این‌ها تفاوت‌های مهمی است که DePIN را به مدلی جذاب برای گذر از وب۲ به وب۳ در عرصه زیرساخت بدل کرده است.

نمونه‌های واقعی از پروژه‌های DePIN

برای درک بهتر مدل DePIN، در این بخش به چند نمونه برجسته از پروژه‌های فعال در این حوزه اشاره می‌کنیم. این پروژه‌ها هر کدام زیرساختی را به شکل غیرمتمرکز ارائه می‌دهند و با موفقیت نشان داده‌اند که چگونه می‌توان از مشارکت عمومی برای ساخت خدمات دنیای واقعی بهره برد.

Helium – شبکه بی‌سیم غیرمتمرکز

هیلیوم یک شبکه بی‌سیم مردمی است که پوشش IoT و 5G را از طریق هات‌اسپات‌های کاربران فراهم می‌کند. در این شبکه، هر فرد می‌تواند یک دستگاه Hotspot خریداری کرده و در محل خود نصب کند تا به گسترش پوشش شبکه کمک کند و در ازای آن توکن HNT به دست آورد.

هیلیوم در واقع “شبکه مردم” برای ارتباطات بی‌سیم است که جایگزین مدل سنتی اپراتورهای مخابراتی می‌شود. موفقیت Helium چشمگیر بوده است؛ تا سال ۲۰۲۵ کاربران بیش از ۱٫۱ میلیون هات‌اسپات را در سراسر جهان فعال کرده‌اند و شبکه 5G آن نیز در بیش از ۶۰ شهر بزرگ راه‌اندازی شده است.

این شبکه ماهانه حدود ۴۰۰ هزار کاربر فعال دارد که از پوشش آن بهره می‌برند. هیلیوم برای تضمین صحت خدمات از مکانیزم Proof-of-Coverage استفاده می‌کند تا مطمئن شود هات‌اسپات‌ها واقعاً سیگنال رادیویی در محدوده ادعایی پخش می‌کنند. مدل انگیزشی Helium باعث شده پوشش شبکه به جای صرفاً مناطق پرسود، به نقاطی برود که واقعاً نیاز به ارتباط IoT دارند.

این پروژه همچنین با برخی بازیگران بزرگ صنعت مشارکت کرده است؛ برای مثال همکاری Helium با اپراتورهای مطرحی نظیر T-Mobile و Dish Wireless نشان می‌دهد که شبکه‌های سنتی نیز به قدرت این مدل پی برده‌اند و از آن به عنوان مکمل پوشش خود استفاده می‌کنند. Helium یکی از اولین و موفق‌ترین نمونه‌های DePIN است که راه را برای پروژه‌های بعدی هموار کرد.

Filecoin – ذخیره‌سازی ابری غیرمتمرکز

فایل‌کوین یک پروتکل ذخیره‌سازی غیرمتمرکز است که به هر کس اجازه می‌دهد فضای دیسک خالی خود را به شبکه اختصاص دهد و در قبال میزبانی داده‌های دیگران، توکن FIL دریافت کند. ایده Filecoin ایجاد یک بازار آزاد برای ذخیره‌سازی داده است که در آن هزاران ماینر ذخیره‌ساز با هم رقابت می‌کنند و قیمت‌ها را پایین‌تر از سرویس‌های ابری سنتی (مثل آمازون S3) می‌آورند.

از زمان راه‌اندازی فایل‌کوین در سال ۲۰۲۰، ظرفیت شبکه آن رشد شگفت‌انگیزی داشته است. هم‌اکنون شبکه Filecoin مجموعاً بیش از ۲۰ اگزابایت (۲۰ میلیون ترابایت!) ظرفیت ذخیره‌سازی ارائه می‌دهد. این فضا توسط ماینرهایی در سراسر جهان فراهم شده و شبکه به کمک اثبات‌های رمزنگاری پیشرفته (Proof-of-Replication و Proof-of-Spacetime) صحت ذخیره شدن داده‌ها را تأیید می‌کند.

تاکنون بیش از ۴۰۰۰ مشتری تأییدشده (اعم از پروژه‌های وب۳، پلتفرم‌های NFT، و حتی پایگاه‌های داده علمی) از فایل‌کوین برای ذخیره امن داده‌های خود بهره گرفته‌اند. فایل‌کوین نشان داد که می‌توان سرویسی مانند ذخیره‌سازی ابری را که قبلاً فقط در انحصار چند شرکت بزرگ بود، با یک مدل اقتصاد توکنی بین انبوهی از افراد توزیع کرد.

اعتماد‌ناپذیری (Trustlessness) در Filecoin اهمیت ویژه‌ای دارد؛ اگر یک نود ذخیره‌سازی در انجام تعهد خود کوتاهی کند یا داده را از دست بدهد، شبکه از طریق مکانیزم تنبیهی (Slash) به طور خودکار وثیقه وی را ضبط می‌کند. بدین ترتیب، یک زیرساخت ابری شکل گرفته که بدون اتکا به آمازون یا گوگل، توسط جامعه کاربران اداره می‌شود و در برابر سانسور و تک‌نقطه خرابی مقاوم است.

Render Network – شبکه رندرینگ GPU توزیع‌شده

رندر نتورک (Render) پروژه‌ای است که توان پردازشی کارت‌های گرافیکی (GPU) توزیع‌شده در سراسر دنیا را به هم متصل می‌کند تا یک ابررایانه مجازی برای رندر گرفتن تصاویر و ویدئوهای سه‌بعدی و همچنین پردازش‌های سنگین گرافیکی/هوش مصنوعی ایجاد کند. در این شبکه، صاحبان کارت‌های گرافیک闲 (اعم از ماینرهایی که GPU اضافی دارند یا حتی گرافیست‌هایی که سیستم‌شان بیکار است) می‌توانند توان پردازشی闲 خود را در اختیار شبکه بگذارند و در مقابل توکن RNDR دریافت کنند.

از سوی دیگر، هنرمندان دیجیتال، استودیوهای فیلم‌سازی یا پژوهشگران هوش مصنوعی که به قدرت پردازشی بالا برای رندر نیاز دارند، می‌توانند از طریق Render Network به این منابع پراکنده دسترسی پیدا کنند. بدین ترتیب، Render یک بازار غیرمتمرکز برای رندرینگ ابری ایجاد کرده است که سریع و مقرون‌به‌صرفه است.

این پروژه به سرعت رشد کرده و اکنون بیش از ۷۵هزار گره فعال (ارائه‌دهنده GPU) در شبکه Render وجود دارد. شبکه در هر ماه مجموعاً حدود ۱۲۰ پتافلاپس قدرت پردازشی را به کار می‌گیرد که رقم قابل توجهی است. کاربران Render از طیف‌های متنوعی هستند: از هنرمندان سه‌بعدی و تولیدکنندگان بازی و ویدئو گرفته تا پژوهشگران یادگیری ماشین که برای آموزش مدل‌های هوش مصنوعی به GPU نیاز دارند.

این پروژه حتی با شرکت‌های مطرحی مانند Blender (نرم‌افزار انیمیشن‌سازی) و فناوری Metal اپل یکپارچه شده تا کار هنرمندان و توسعه‌دهندگان را راحت‌تر کند. Render Network نمونه‌ای عالی است از اینکه چگونه می‌توان یک منبع دیجیتال (توان کامپیوتری) را با مدل توکنایزیشن بین کاربران به اشتراک گذاشت و زیرساختی ارزان‌تر و در دسترس‌تر ایجاد کرد.

Akash – پلتفرم رایانش ابری غیرمتمرکز

آکاش یک بازار ابری غیرمتمرکز است که گاهی از آن به عنوان «Airbnb دنیای پردازش ابری» یاد می‌شود. پلتفرم Akash که بر بستر کازموس (Cosmos) ساخته شده، به هر کسی که ظرفیت محاسباتی مازاد (سرور، CPU یا حتی GPU) دارد اجازه می‌دهد این منابع را در بازار عرضه کند.

از طرف دیگر توسعه‌دهندگان و شرکت‌هایی که دنبال سرویس ابری ارزان و منعطف هستند، می‌توانند درخواست خود را روی زنجیره ثبت کنند. یک مکانیزم مزایده خودکار در آکاش وجود دارد که بهترین عرضه را از میان ارائه‌دهندگان برای آن درخواست انتخاب می‌کند و بدین ترتیب یک قرارداد هوشمند میان طرفین شکل می‌گیرد. پس از آن، اپلیکیشن یا کار موردنظر به‌صورت خودکار روی سرور منتخب اجرا و مستقر می‌شود و همه چیز به شکل شفاف در بلاک‌چین ثبت می‌گردد.

توکن بومی این شبکه AKT نام دارد که به عنوان ارز پرداختی برای کرایه منابع، وثیقه و نیز رأی‌دهی حاکمیتی استفاده می‌شود. آکاش در واقع جایگزینی متن‌باز و غیرمتمرکز برای سرویس‌های ابری سنتی مانند AWS آمازون یا گوگل کلاد است. مزیت آن هزینه پایین‌تر و انعطاف بیشتر برای کاربران است، چرا که انحصار شرکت‌های بزرگ را می‌شکند و اجازه می‌دهد توان پردازشی بلااستفاده جهانی به کار گرفته شود.

محبوبیت آکاش با رشد تقاضا برای هوش مصنوعی و Web3 بیشتر شده و طبق گزارش‌ها در اوایل ۲۰۲۵ این شبکه پیشتاز درآمدزایی در میان پروژه‌های DePIN بوده است. درآمد سالیانه شبکه Akash حدود ۴٫۲ میلیون دلار برآورد شده که حتی از Helium و Render نیز فراتر بوده است. این امر نشان می‌دهد مدل DePIN می‌تواند به درآمد واقعی و پایدار برسد و صرفاً یک ایده نظری نیست.

akash network

مزایا و چالش‌های مدل DePIN

مزایای DePIN

مدل DePIN با خود مزایای متعددی برای ذینفعان مختلف به همراه دارد:

  • برای کاربران نهایی (مصرف‌کنندگان خدمات): حاصل DePIN برای مردم عادی، دسترسی بهتر و گسترده‌تر به خدمات زیرساختی است. مثلاً استفاده‌کنندگان اینترنت اشیا با Helium می‌توانند در مناطق بیشتری پوشش شبکه داشته باشند، یا کسب‌وکارهایی که به فضای ذخیره نیاز دارند گزینه ارزان‌تر Filecoin را در اختیار دارند. رقابت و توزیع در DePIN باعث کاهش هزینه خدمات و بهبود کیفیت آنها می‌شود، چون انحصار از میان می‌رود. همچنین این شبکه‌ها ذاتاً در برابر قطعی و سانسور مقاوم‌ترند زیرا وابسته به یک نقطه مرکزی نیستند – قطعی چند گره تأثیر جدی بر کل شبکه ندارد. شمول مالی و دیجیتالی نیز بیشتر می‌شود، چون مناطق محروم هم می‌توانند از طریق مشارکت افراد بومی به شبکه دسترسی پیدا کنند.
  • برای مشارکت‌کنندگان و اپراتورهای زیرساخت: کسانی که منابعی (دستگاه یا توان یا فضا) در اختیار شبکه می‌گذارند، در واقع یک درآمد جدید کسب می‌کنند. DePIN فرصتی فراهم کرده که افراد عادی یا کسب‌وکارهای کوچک از دارایی‌های فیزیکی خود کسب درآمد کنند؛ چیزی که قبلاً امکان‌پذیر نبود. برای مثال، یک فرد با نصب دستگاه Helium در خانه خود ماهانه توکن HNT به دست می‌آورد، یا یک مرکز داده محلی می‌تواند با ارائه قدرت پردازش به Akash توکن AKT کسب کند. این درآمدزایی از دارایی‌های بلااستفاده (Idle Assets) اقتصاد جدیدی را شکل می‌دهد که درآمد را عادلانه‌تر توزیع می‌کند. علاوه بر آن، مشارکت‌کنندگان در موفقیت کلی شبکه سهیم می‌شوند؛ زیرا اگر ارزش توکن شبکه افزایش یابد یا شبکه رشد کند، منافع آن متوجه همه اپراتورها خواهد شد (برخلاف مدل سنتی که فقط سهام‌داران شرکت منتفع می‌شوند). این هم‌سویی منافع (Alignment of Incentives) انگیزه قوی برای همکاری و بهبود مستمر شبکه به وجود می‌آورد.
  • برای سرمایه‌گذاران و توسعه‌دهندگان: مدل DePIN توجه سرمایه‌گذاران را نیز به خود جلب کرده، چرا که بالاخره پروژه‌های کریپتویی با درآمد و مشتری واقعی پدید آمده‌اند. از دید سرمایه‌گذاران، DePIN تلفیقی جذاب از دنیای استارت‌آپ‌های فناوری و کریپتو است؛ شبکه‌هایی که هم رشد کاربر و هم مدل درآمدی دارند. وجود جریان نقدی (Cash Flow) در این پروژه‌ها، امکان ارزیابی بنیادی ارزش توکن‌ها را فراهم می‌کند و این برای ورود سرمایه‌های نهادی مهم است. همچنین بسیاری از پروژه‌های DePIN دارای گزارش مالی زنجیره‌ای شفاف هستند – برای مثال، مکانیزم سوزاندن توکن بر اساس درآمد به راحتی در بلاک‌چین قابل رصد است – که اعتماد سرمایه‌گذاران را جلب می‌کند. برای توسعه‌دهندگان نیز DePIN جذاب است زیرا یک پلتفرم باز فراهم می‌کند تا بتوانند روی آن سرویس‌های نوآورانه بنا کنند بدون نیاز به کسب مجوز از شرکت‌های بزرگ. به عنوان نمونه، یک استارت‌آپ می‌تواند اپلیکیشنی بنویسد که از API غیرمتمرکز Helium برای ردیابی دستگاه‌های IoT استفاده کند یا از ظرفیت مازاد Render برای رندر ابری بهره ببرد. این پلتفرم‌های باز زیرساختی می‌توانند موج جدیدی از نوآوری را رقم بزنند که در فضای وب۲ ممکن نبود.

چالش‌ها و محدودیت‌های DePIN

با وجود پتانسیل بالای DePIN، پیاده‌سازی این مدل با چالش‌های قابل توجهی نیز روبروست که باید برطرف شوند:

  • مقیاس‌پذیری فنی و اعتبارسنجی خدمات: یکی از بزرگ‌ترین چالش‌ها، اطمینان از صحت و کیفیت خدمات فیزیکی در یک شبکه بدون نهاد مرکزی است. طراحی مکانیزم‌های اثبات کارآمد برای راستی‌آزمایی مشارکت گره‌ها دشوار است. برای مثال، Helium با مشکلاتی در الگوریتم Proof-of-Coverage مواجه شد که برخی از هات‌اسپات‌ها سیگنال جعلی گزارش می‌دادند. هر DePIN باید روشی بیابد تا بین تشویق گسترش شبکه و جلوگیری از تقلب توازن برقرار کند. این موضوع بخشی از مشکل بزرگ‌تر ارائه اوراکل برای دنیای فیزیکی است؛ یعنی چگونه بلاک‌چین را از وقوع یک رخداد فیزیکی مطمئن کنیم. حل این مسأله به ترکیبی از سخت‌افزار مطمئن، الگوریتم‌های خلاقانه اثبات و حتی نظارت‌های جامعه‌ای نیاز دارد.
  • مسائل سخت‌افزاری و عملیاتی: نگهداری شبکه‌ای متشکل از هزاران گره فیزیکی که توسط افراد گوناگون اداره می‌شوند آسان نیست. استانداردسازی و پایایی سخت‌افزارها چالشی جدی است. ممکن است برخی مشارکت‌کنندگان دانش فنی کافی برای رفع مشکلات دستگاه خود نداشته باشند یا کیفیت دستگاه‌های مختلف یکسان نباشد. همچنین، گره‌های فیزیکی در برابر خطرات امنیتی جدیدی قرار می‌گیرند؛ از خرابکاری یا سرقت سخت‌افزار گرفته تا حملات سایبری به دستگاه‌های لبه شبکه. تضمین امنیت و آپ‌تایم این همه دستگاه پراکنده، آن هم بدون ساختار متمرکز تعمیر و نگهداری، نیازمند مکانیزم‌های خلاقانه (مثلاً بیمه کردن گره‌ها با وثیقه توکن یا ایجاد انجمن‌های منطقه‌ای پشتیبانی) است.
  • چالش‌های اقتصادی و توکنومیک: طراحی اقتصاد توکنی پایدار برای DePIN بسیار حیاتی است. اگر پاداش‌دهی توکن بیش از حد سخاوتمندانه باشد، تورم توکن رخ می‌دهد و ارزش آن کاهش می‌یابد؛ اگر هم سخت‌گیرانه باشد مشارکت کم می‌شود. پیدا کردن نقطه تعادل که تورم را کنترل کند ولی کافی باشد تا مشارکت‌کنندگان را جذب کند کار دشواری است. به علاوه، وابستگی ارزش توکن به عوامل بازار کریپتو یک ریسک است؛ افت شدید قیمت توکن می‌تواند انگیزه مشارکت را تضعیف کند و به شبکه آسیب بزند. بسیاری از پروژه‌ها سعی می‌کنند با استفاده از مدل‌های درآمدی واقعی (مثل همان مکانیزم سوزاندن توکن با درآمد) یا پرداخت پاداش در استیبل‌کوین، این ریسک را کاهش دهند. برای نمونه، برخی شبکه‌های DePIN به کاربران اجازه می‌دهند به جای پرداخت یا دریافت توکن متغیر، از پول فیات یا استیبل‌کوین استفاده کنند تا نوسانات بازار روی تصمیم کسب‌وکارها تأثیر منفی نگذارد.
  • ابهام مقرراتی و حقوقی: بسیاری از حوزه‌های فعالیت DePIN (مانند ارائه اینترنت یا انرژی توسط افراد) با چارچوب‌های قانونی موجود تطابق کامل ندارند. قانون‌گذاران ممکن است ارائه خدمات زیرساختی توسط غیرمؤسسات را به رسمیت نشناسند یا درباره ماهیت توکن‌های این پروژه‌ها ابهام حقوقی وجود داشته باشد. برای مثال، آیا هات‌اسپات نصب کردن و کسب درآمد توکنی نیاز به مجوز اپراتور مخابرات دارد یا خیر؟ آیا توکن یک شبکه انرژی غیرمتمرکز ممکن است به عنوان اوراق بهادار تلقی شود؟ این عدم شفافیت قانونی می‌تواند مشارکت‌کنندگان را مردد کند یا در برخی کشورها مانع فعالیت شبکه شود. رایزنی با نهادهای قانون‌گذار و تطبیق مدل کسب‌وکار با قوانین (تا حد امکان) چالشی است که پروژه‌های DePIN باید مدیریت کنند.
  • فرهنگ‌سازی و جذب اعتماد کاربران: هرچند DePIN مزایای زیادی دارد، اما جذب کاربران و کسب‌وکارهای سنتی به استفاده از خدمات غیرمتمرکز زمان‌بر است. بسیاری از مشتریان بالقوه ممکن است به دلیل نگرانی از نوسانات رمزارز یا پیچیدگی فنی، از این خدمات اجتناب کنند. برای غلبه بر این مشکل، پروژه‌ها باید تجربه کاربری را تا حد امکان ساده و شبیه سرویس‌های سنتی کنند (مثلاً پرداخت خودکار دلاری را ممکن کنند، رابط‌های کاربری ساده ارائه دهند) و داستان موفقیت خود را به زبان قابل فهم به گوش عموم برسانند. ایجاد اعتماد در شبکه‌ای که شرکت معتبری پشت آن نیست، از طریق شفافیت بالا و عملکرد پایدار شبکه به مرور حاصل می‌شود. نمونه‌هایی چون Helium که اکنون با شرکت‌های مخابراتی همکاری می‌کند یا Filecoin که میزبان داده‌های ارزشمند شده، کمک می‌کند اعتماد عمومی به این مدل افزایش یابد.

رشد و چشم‌انداز DePIN


رشد پروژه‌های DePIN توجه بسیاری را در صنعت به خود جلب کرده است و این بخش از بازار کریپتو به سرعت در حال گسترش است. طبق گزارش‌ها، مجموع ارزش بازار توکن‌های مرتبط با پروژه‌های DePIN تا سه‌ماهه دوم ۲۰۲۵ به حدود ۳٫۵ میلیارد دلار رسیده است و پیش‌بینی می‌شود در صورت ادامه پذیرش در صنایعی مثل انرژی و مخابرات، این رقم تا سال ۲۰۲۶ به ۱۰ تا ۱۲ میلیارد دلار افزایش یابد.

این رشد چشمگیر نشان می‌دهد سرمایه‌گذاران و کاربران به پتانسیل این مدل پی برده‌اند. همان‌طور که اشاره شد، در سال ۲۰۲۴ بیش از هزار پروژه DePIN فعال بوده و هر روز پروژه‌های جدیدی متولد می‌شوند. نقشه‌ی زیربخش‌های DePIN اکنون بسیار متنوع شده است: از شبکه‌های انرژی (مثل DIMO در حوزه داده‌های خودرویی یا پروژه‌های توزیع برق خورشیدی) گرفته تا نقشه‌برداری غیرمتمرکز (مثل Hivemapper برای نقشه‌های خیابان) و زیرساخت بازی‌های آنلاین.

این تنوع نشان می‌دهد ایده به‌کارگیری مشوق‌های بلاک‌چینی برای ساخت زیرساخت، به حوزه‌های زیادی قابل تعمیم است و صرفاً محدود به چند مورد خاص نیست.

نگاهی به اعداد و ارقام برخی پروژه‌های پیشرو نیز گواهی بر بلوغ تدریجی این حوزه است: شبکه Helium صدها هزار کاربر دارد، Filecoin ده‌ها میلیون دلار درآمد از قراردادهای ذخیره‌سازی کسب کرده، و Akash همان‌طور که گفتیم میلیون‌ها دلار درآمد سالیانه از اجاره قدرت محاسباتی به دست آورده است. همچنین سرمایه‌گذاری‌های خطرپذیر قابل توجهی در این بخش انجام شده و شتاب‌دهنده‌ها و صندوق‌ها روی حمایت از استارت‌آپ‌های DePIN متمرکز شده‌اند.

در چشم‌انداز بلندمدت، مزیت مقیاس جهانی برای DePIN متصور است. بر اساس آمار گروه G20، کل سرمایه‌گذاری مورد نیاز در زیرساخت جهانی تا سال ۲۰۴۰ حدود ۹۴ تریلیون دلار برآورد شده است؛ حتی اگر بخشی کوچک از این سرمایه‌گذاری به مدل‌های غیرمتمرکز منتقل شود، صحبت از صدها میلیارد دلار ارزش بالقوه است. بنابراین فضای رشد برای DePIN بسیار بزرگ است.

جمع‌بندی

مدل DePIN نمایان‌گر انقلاب وب۳ در حوزه زیرساخت‌های دنیای واقعی است. اگر وب۱ اینترنت اطلاعات را به ارمغان آورد و وب۲ مشارکت اجتماعی و پلتفرم‌های متمرکز را حاکم کرد، وب۳ با DePIN در حال ساختن پل‌هایی میان جهان دیجیتال و فیزیکی است.

شبکه‌های غیرمتمرکز زیرساخت فیزیکی نشان داده‌اند که با ترکیب هوشمندانه سخت‌افزارهای پراکنده، بلاک‌چین شفاف و مکانیزم‌های انگیزشی توکنی می‌توان سامانه‌هایی ساخت که هم کارآمدتر و ارزان‌تر از همتایان سنتی هستند و هم عادلانه‌تر و جامعه‌محور‌تر.

هرچند راه پیش رو چالش‌های خود را دارد و نیازمند تکامل فناوری و مدل‌های کسب‌وکار است، اما روندهای چند سال اخیر حاکی از آن است که DePIN صرفاً یک واژه‌ی پر زرق‌وبرق نیست؛ بلکه واقعیتی در حال شکل‌گیری است که می‌تواند زیرساخت‌های آینده را متحول کند.

به بیان دیگر، وب۳ دیگر فقط درباره نرم‌افزار و دیفای نیست؛ بلکه دارد جاده‌ها، آنتن‌ها، شبکه‌های برق و مراکز داده را نیز بازآفرینی می‌کند. برای علاقه‌مندان فارسی‌زبان حوزه بلاک‌چین، DePIN می‌تواند حوزه‌ای جذاب برای دنبال کردن و مشارکت باشد؛ چرا که نویدبخش ایجاد فرصت‌های تازه اقتصادی و بهبود دسترسی به خدمات در دنیای واقعی از طریق فناوری‌های غیرمتمرکز است.

منابع و مطالعات بیشتر: برای مطالعه بیشتر درباره DePIN و پروژه‌های نام‌برده، می‌توانید به گزارش‌ها و مقالات وب‌سایت‌های Messari، CoinDesk، a16z crypto و نیز سپیدنامه (Whitepaper) پروژه‌هایی مانند Helium و Filecoin مراجعه کنید که اطلاعات جامع‌تری ارائه می‌دهند. منابع ذکر‌شده در متن نیز جزئیات بیشتری را در خود دارند که می‌تواند به درک عمیق‌تر این مفهوم کمک کند.

این مقاله را به دوستان خود پیشنهاد دهید

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

مطالب بروز شده

بهترین مدیریت سرمایه برای پراپ
بهترین سایت برای بک تست گرفتن
بهترین اندیکاتور سیگنال دهی در تریدینگ ویو